سایت ساز رایگان افزایش رتبه الکسای قانونی
بستن تبلیغات [X]
نارویی های سیستان

نارویی های سیستان

جمعه 10 خرداد 1398
23:08

گرد آورنده :اله داد نارویی

مقدمه

بلوچ های سیستان

لندور در 1906 به سیستان سفر نمود وی در مورد فرهنگ رسوم و اداب ساکنین سیستان مطالب جالبی دارد با خلاصه ای از نوشته های او در مورد بلوچهای سیستان آشنا میشویم بلوچهای سیستان از بازماندگان سکنه اولیه این سرزمین هستند خصوصیات این نژاد خیلی کم تغییر کرده نظر این مردم در مورد مبدا و منشا خودشان متفاوت است و با اغراق توام است تنها چیزی که میتوان گفت این زبان بلوچی است که زبان مشترک است هر شاخه از بلوچ ها لهجه خودش را دارد ولی همه لهجه ها از یک زبان مشترک سرچشمه میگیرد هریک از قبایل بلوچ به صدها شاخه تقسیم می شوند که کاملا از یکدیگر متمایز اند و عبارت اند از :نارویی -رنده و مکری اکثریت سکنه سیستان بویژه آنان که در حاشیه هلمند زندگی می کنند از نیره نارویی هستند.

تخمین تقریبی جمعیت سیستان مشکل است زیرا بلوچها وابستگی چندانی به یک کشور احساس نمی کنند. آنها به نحو وحشتناک و غیر قابل تصور عادت به خود نمایی و بزرگ کردن هر چیز دارند بلوچ های سیستان قانون مدونی ندارند.آزادی عمل کامل و مطلق العنان بودن طبیعت ثانویه انها شده این توصیف را در باره بلوچ های سیستان به عمل آوردم(لندور) جدا از پیامبری حضرت محمد(ص)وخلفا به یک یا دو نفر دیگر خیلی اعتقاد دارند پیر خضری که وقتی قسم بخورند باید حرفشان را باور کرد بلوچ ها با حرارت زبر و زرنگ و عصبی هستند رنگ پوست آنها مثل عربهاست بلوچ ها راحت طلب نیستند چنان سختی دیده و رنج آزموده هستند که در این باب کسی به گردشان نمی رسد. همیشه آماده حرکت و سفر هستند.برایشان مهم نیست چقدر طولانی و مشقت بار است افاغنه و ایرانیان در شب حرکت می کنند ولی بلوچها بین طلوع و غروب آفتاب حرکت می کنند و بعد قدمی بر نمی دارند مهم ترین و غیر عادی ترین خصیصه بلوچ مانند شتر کم مصرف هستند چنان تند و سریع حرکت میکنند که باور کردنی نیست بین آنها مردانی دیده شده که سه اسب را یکی پس از دیگری خسنه کرده و هنوز به راه خود ادامه میدهد فوق العاده به شگون و یمین اعتقاد دارند اگر علائمی چون فریاد یک حیوان وحشی رویت مار پرواز پرنده جدا شدن گله گوره خر به دو دسته هر جا که باشند توقف میکنند و آن روز تا آفتاب غروب نکرده حرکت نخواهند کرد. چون با غروب و طلوع دوباره بد یمنی و نحوست از بین میرود. اگر تمام بلوچ های سیستان در یک ارتش بسیج شوند همه آنها بسیار جنگجو و پیاده نظام فوق العاده ای تشکیل خواهد شد بلوچ ها مانند افغان ها همیشه دم از شجاعت خود زده وزیاداشتلم می کنندولی لاف زدن بلوچ ها بی پایه نیست.افغانهادرحمله خوب هستندولی بلوچ هادرحمله ودفاع به یک اندازه شجاع وصبورند درجنگ هابلوچ هامحکم می ایستند و مانند قهرمانان واقعی میمیرند بلوچ ها بهترین سربازها هستند.و در تمام آسیا سربازانی بهتر از آنها وجود ندارد.

من از ترک سیستان با آن خرابه های باستانی شهر بزرگ و سکنه مهربان آن متاسف بودم مناظر زیبای سیستان رنگهای شاد و دلپذیر ایجاد شده در آسمان هنگام غروب آفتاب به دلیل رطوبت هوا گله های بزرگ اشتران و گوسفندان متشکل از هزاران راس که هنگام بازگشت به خانه ها چون اشباح غم انگیز و موسیقی مانند زنگوله های حیوانات و مردان مسلحی که غروب ها اسبان خود رو به دروازه های در حال بسته شدن شهر تاخت می دادند هیچ یک فراموش شدنی نبودند

{لندور}

گرد آورنده اله داد نارویی

فصل اول

ورود نارویی ها به سیستان

در اواخر قرن هجدهم و اوایل دوره فتحعلی شاه قاجار همزنان با سالهای افول قدرت کیانیان طایفه نارویی با رهبری میرزاخان وارد سیستان شده و در کنار گودال بزرگ سبزکم ساکن شده میرخان سرابندی علیرغم قومیت با براهویی ها و اینکه میرزاخان در گذشته با آنها اختلاف و در گیری داشت از میرزاخان حمایت کرد پس از مرگ میرزاخان او را در سبز کم دفن نمودند و فرزند وی علم خان جانشین پدر گردید علم خان شخص با تدبیری بود او برج علم خان را ساخت که به آن برج کهنه و قلعه کهنه می گفتند علم خان معروف ترین شخصیت این گروه نارویی ها بود در این زمان برج علم خان از رونق چشم گیری بر خوردار بود علم خان با دختر میرخان سرابندی بی بی فاطمه ازدواج نمود و از متحدین سردار محمدرضا خان سرابندی در اخراج ملک جلال الدین از سیستان در سال 1837م بود.

علم خان دو همسر داشت : دوستمحمدخان زمان خان و مددخان از همسر اولی و شریف خان شیردل خان و بی بی بگم از مادر دیگر

پس از مرگ علم خان و دفن او در ضلع جنوبی آتشکده در کمک که هنوز باقی است حکومت به پسر بزرگش دوستمحمد خان رسید وی قلعه ای بر روی یک تپه کوچک ساخت که به برج دوستمحمد خان یا قلعه نو معروف شد سردار دوستمحمد خان در 1857 م 1236 ش از دنیا میرود .

در سند مورخ 1236شمسی که در کتابخانه ملی و دانشگاهی شهر استراسبورگ روسیه موجود است درباره طایفه نارویی چنین امده طایفه دوم بلوچیه نارویی است بزرگتر انها دوستمحمدخان بود که امسال وفات نمود وی مرد معتبر و درستی بود الان پسران رشید و برداران کار امد از او باقی مانده اند از پسرانش درویش محمدخان خواهرزاده علی خان سرابندی است جوانی رعنا و باهوش می باشد و یک برادرش شریف خان نیز آدم درشتی است قلعه جات دوست محمدخان برج نو علم خان که مسکن مشارالیه بود برج کهنه ده شریف خانی کجک قلعه شیردل خان برادرش قلعه دکی و یله جمعیت و رعیت مشارالیه نیز زیاد است.

جی پی تیت مهاجرت طایفه نارویی به سیستان را چنین شرح میدهد علم خان سرکده نارویی ها و برادر زاده میر مهراب رئیس آن دسته و خاندان که در ناحیه اطراف بمپور مستقر بودند در حدود همان زمان به سیستان مهاجرت نموده و اجازه یافت زمین های پیرامون قله نو سکنی گزیند در این سرزمین سرکرده مذکور برج میر علم خان را ساخت که اکنون به قلعه کهنه مرسوم است.

نارویی ها در دوره زندگانی ملک بهرام خان کیانی به سیستان وارد شدند به علم خان (عالم خان) زمین های که در آن اکنون دهکده های علی آباد قلعه کهنه و قلعه نان وجود دارد داده شد برج علم خان نیز که فعلا متروک شده دهکده ای به همین نام را در بر گرفته.

پس از مرگ سردار دوستمحمدخان استعداد امرانه و کفایت دومین پسر میرعلم خان یعنی شریف خان به زودی او را به مقام ریاست آن خاندان ترقی داد، سردار شریف خان نمونه کامل یک سردار مطابق یا اندیشه و تصورات بلوچ ها بود وی مسرف و ولخرجی بی حساب بشمار میرفت در زمانی که صاحب ثروت و مال و منال بود وی سرکده گی بلوچها در سیستان را برعهده داشت و در ان سرزمین صاحب قدرتی گردید

نارویی های سیستان

گرد آورنده الله داد نارویی

درخصوص وجه تسمیه این طایفه معتقداند از آنجا که نارویی ها نخست در پاکستان در سرزمینی به نام نارو ساکن بوده اند (جایی که چیزی در آن نمیروید)از این رو به نارویی معروف شده اند و برخی آنان را از اعراب نهروان می دانند و معتقد اند به این دلیل نهرویی با نارویی شهرت یافته اند. طایفه نارویی از طوایف بسیار مهم سرحدی است که در سراسر استان سیستان و بلوچستان افغانستان پاکستان بم و کرمان پراکنده اند این طایفه سنی مذهب و حنفی هستند و از تیره های مختلف تشکیل شده اند که با گذشت زمان تعدادی از تیره ها خود تبدیل به یک طایفه بزرگ با نفوذ قدرتمند و نقش آفرین در رخدادهای منطقه شدند مثلا طایفه شیرانی بلوچستان و یا گمشادزهی که تیره های طایفه نارویی هستند. کلنل پاتینجر در 1810 م از سیستان دیدن کرد وی در مورد نارویی ها مطالبی دارد . که به خلاصه ای از آن میپردازیم.

نارویی ها قدبلند مقبول فعال قدرت جسمانی وبدنی فوق العاده ای ندارند ولی در برابر تغییرات اقلیمی سازگار و مقاوم اند و از مرگ نمی هراسند و در نهایت رشادت می جنگند وی بلوچ ها را به 3 ایل مهم تفکیک و ایل نارویی را یکی از این سه ایل دانسته تاریخ سیاسی طایفه نارویی (در سیستان) با ریاست سردار علم خان از حدود 1179 ش آغاز شد.

در پی اختلافات ایران و افغانستان در مورد سیستان و اینکه هر کدام ادعای حاکمیت برسیستان را داشته اند سر انجام هر دو کشور حکمیت انگلیس را پذیرفته و گروهی به عنوان هیات حکمیت به سرپرستی گلد اسمیت در 1251 ش از طریق بندر عباس و فهرج به طرف سیستان حرکت نمودند.آنها از بسیاری از روستاها دیدن کردند در این گروه افردای همچون: مک ماهون مسئول حکمیت ،گلد اسمیت رئیس می سیون ، کاپیتان لووه نقشه بردار روزآریو داروساز ،ماژور سایکس عضو کمیسیون سرحد وجرج پیتر تیت انگلیسی کارشناس نقشه برداری از اعضای برجسته هیات مک ماهون بودند که پس از چندین سال حضور در سیستان مرز فعلی ایران و افغانستان را ترسیم کردند خاطرات و نوشته های آنان امروزه منابع بسیاری از محققین در مورد وضعیت سیاسی اجتماعی در آن روزگار میباشد.حضور هیات در سیستان با دوران سردار شریف خان هم زمان می باشد.

طبق طبقه بندی گلد اسمیت فارسیوان شامل کیانی سرابندی و شهرکی ها بوده ونیز طبقه های اصلی بلوچ شامل نارویی و سنجرانی .


[ بازدید : 5 ]